مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

206

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

فصل مربوط به صفات الاهى و ما آن را در اين فصل تحرير كرديم ، و آن عبارت است از كيفيت قول و فعل از خداوند زيرا اهل اسلام در اين اختلاف دارند . پس گروهى از ايشان چنين پنداشته‌اند كه كلام الهى فعلى از افعال اوست و متكلم است به اين فعل و هم از اين گونه است اراده و مشيت و حب و بغض او . و سخن وى كه « بباش بباشد زود . » ( 16 : 40 ) تكوين اوست هر چيزى را . و قول امرى است زايد . اين سخن از آن روى گفته‌اند كه اين چيزها عرض‌هايند كه در جايگاه معلوم خويش حلول مىكنند و خداوند محل اعراض نيست . و عامهء اهل اسلام برآنند كه فعل حق تكوين است و ايجاد بىآنكه كوشش عضوى از اعضا در ميان باشد . مگر گروهى نادر كه گمان برده‌اند وى به دستان خويش مىآفريند . و افعال گونه‌هاى بسيار دارد . افعالى هست كه از سر قصد و اختيار است و بعضى نيز افعالى است از سر سهو و بىقصد . و بعضى هم افعالى هستند از سر بخت [ 1 ] و اتفاق و اينها همه حركتها هستند و بعضى از افعال تولّدند ، آن گونه كه چيزى به طبع خويش حاصل مىشود و فعل خداى را به هيچ كدام از فعلهايى كه برشمرديم همانندى نيست . و گروهى پنداشته‌اند كه كلام وى از افعال او نيست . و اينان ميان فعل و قول تمايز قايل شده‌اند و سخن ما تا بدينجا كشيد ، و ما را سر آن نبود كه به تمامى اين مباحث بپردازيم . امّا به اميد نيكى و آرزوى اينكه مايهء هدايت خوانندگان كتاب شود و از آن رهيافته گردند و ديگر اينكه فساد روزگار و اهل آن و طلوع [ 2 ] طالع الحاد و نفاق و اعجاب به نفس هر صاحب سخنى براى درهم شكستن عالمان و از ميان رفتن آثار ايشان سبب اين بحث شد . و آنچه از كار نيك پيشاپيش كرده‌ام اميد من بدان استوارتر است و رهتوشه‌اى نيكتر از مجموع اين سخن و كوشش در شرح آن . و از خداى - كه بر ما منّت نهاد و يارى بخشيد - خواهانيم كه ما را از وسوسه‌هاى ديو پاس دارد و اين كتاب را از بهر خوانندگان و بهره‌وران سودمند كند و بر كسى كه عذر تقصير ما را بپذيرد - اگر از سوى ماست و نادرستيهاى آن را اصلاح كند و كژيهاى آن را راست دارد و به اصلاح نادرستيهاى آن بپردازد و با ما در ثواب و پاداش آن انباز گردد - رحمت آرد كه ما در آن به عمد خطا و تحريف راه نداديم و حميّت و تعصّب ما را به دروغپردازى و ابطال حق يا دگرگون كردن حكايت و روايتى وا نداشت ، بلكه آن را به همان گونه كه بود نقل كرديم و به موجزترين سخنى آن را بازگو كرديم ، زيرا مىدانستيم كه عامهء بىخبران و بىسوادان ( امّيّان ) و آغازگران از متعلمان را بدان نياز است .

--> [ 1 ] متن : « بحث » . به قرينهء مقام و با توجه به اصطلاح قدما ، آن را اصلاح كرديم . مراجعه شود به ص 173 [ 2 ] در متن « تحرم » بود كه ما آن را تصحيف نجوم ( طلوع ) دانستيم .